|
سلام و عرض ادب در این پست چند حدیث و سخن از پیامبر مهر و محبت حضرت محمد که درود و سلام خدا بر وی و خاندان وی باد را که در باب برادری است برای شما بزرگواران قرار می دهم . امیدوارم که همه ما از پیروان راستین ایشان باشیم . رسول مهربانی ها صلی الله علیه و آله می فرمایند : 1. هر که یک سال از برادر خویش قهر کند ، چنان است که خون وی را ریخته است . 2. حکایت دو برادر چون دو دست است که یکی دیگری را بشوید . 3. اگر کسی نصیحتی برای برادر خود در خاطر می یابد ، به او یادآوری کند . 4. بهترین کارها آن است که برادر مؤمن خویش را خوشحال سازی یا قرض او را بپردازی . 5. تا هنگامی که شخص به یاری برادر خویش می پردازد ، خدا یاور اوست . 6. برادر خود را یاری کن چه ستمگر باشد و چه ستم دیده ، اگر ستمگر است او را از ستم باز دار و اگر ستم دیده است او را یاری کن . 7. سه چیز است که در هرکه باشد خداوند همه گناهان او را می بخشد : هر که بمیرد و شریکی برای خدا قرار ندهد و جادوگر نباشد و جادوگران را پیروی نکند و نسبت به برادر خویش کینه نورزد . 8. برادر بزرگ به منزله پدر است . 9. حق برادر بزرگ بر برادرهای کوچک به منزله حق پدر بر فرزند است . 10. بهترین برادرهای شما آن است که عیوبتان را به شما آشکارا بگوید . 11. خدا کسی را که میان مادر و فرزند و دو برادر جدایی اندازد لعنت کند . 12. کمک یک روزه که کسی به برادر خود کند بهتر از اعتکاف یک ماهه است . 13. جنگ با مسلمان کفر است و ناسزا گفتنش گناه است و روا نیست که مسلمانی بیش از سه روز با برادرش قهر کند که اگر این چنین کند و بمیرد به جهنم رود . 14. از برادران سود بردن با جوانمردی سازگار نیست . 15. با برادر خویش مماطله ، دشمنی ، حیله گری ، مزاح و خلف وعده مکن . 16. هر چه به خود نمی پسندی به غیر خود مپسند و آنچه برای خود دوست داری برای برادرت دوست بدار . 17. هر که برادر خویش را در پشت سر یاری کند خدایش وی را در دنیا و آخرت یاری کند . 18. هر که به چشم مهربانی به برادر خویش نظری کند که کینه در دل وی نباشد از آن پیش که دیده بر گیرد خداوند همه گناهان گذشته وی را آمرزیده باشد . 19. هرکه از شما تواند به برادر خویش نفع برساند ، برساند . 20. مرد به برادر خویش نیرو می گیرد . بر گرفته از : نهج الفصاحه با تشکر
دین حجتالاسلام عبدالمقيم ناصحی : واقعه غدير حادثهای تاريخی نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود . غدیر تنها نام يک سرزمين نيست . يك تفكر است ، نشانه و رمزی است كه از تداوم خط نبوّت حكايت می كند . غدير نقطه تلاقی كاروان رسالت با طلايهداران امامت است . و غدير ، روز حماسه جاويد ، روز ولايت ، روز امامت ، روز وصايت ، روز اخوت ، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت شناخته شد . روز نعمت ، روز شكرگزاری ، روز پيام رسانی ، روز تبريک و تهنيت ، روز سرور و شادی و هديه فرستادن ، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق ، روز تكميل دين و بيان حق ، روز راندن شيطان ، روز معرفی راه و رهبر ، روز آزمون ، روز يأس دشمن و اميدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت ، روزی كه پيروان واقعی مكتب حياتبخش اسلام آن را گرامی می دارند و به همديگر تبريک می گويند . پيامبر اسلام (ص) بين اصحاب عقد برادری خواند و بين خود و علی (ع) نيز برادری قرار داد ؛ و با اين عقد اخوت ، برادری و مساوات و برابری در اسلام را بنيان گذاشت ، اهل جهان را يک عائله و افراد بشر را عضو يك خانواده شمرد و برای هميشه نژادپرستی و امتيازات مادی و قبيلگی و رنگ پوست را از ساحت مقدس اسلام پاک نمود . وا اسف از استعمار و استثمار فرهنگی و سياسی دنيای استكبار كه مانع از اجرای اين اصل در روی زمين است. ( إنَّ هذهِ اُمَّتُكم اُمَّهً واحِدَهً و اَنا رَبُّكم فَاعبُدونِ > اين آيين شما آيين يگانهای است مشترک همه اديان من است و من پروردگار شمايم ، پس مرا بندگی كنيد ) (سوره انبياء آيه 92) ( قُل يا اَيهَا النّاسُ اِنّي رَسُولُالله اِلَيكم جَميعاً > بگو : ای مردم من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم ) (سوره اعراف آيه 157) ولی اين بينات و براهين ساطعات برای يهود و نصارای آن روز همچنين برای صهيونيست و امپرياليست اين زمان خوشايند نبوده و نيست ، چون آنان با اين مساواتها و برابری ها نمی توانند تفوّق و برتری خود را بر جهان مستضعفان محكم سازند و جلوی استعمارشان از خلق ، گرفته می شود ! وقتی ابوذر غفاری در محضر رسولالله (ص) با غلام سياهی در محاكمهای می گويد : ( يا ابنَ السَّوداء > ای پسر سياهپوست ) ، پيامبر اسلام (ص) ناراحت و خشمگين شده ، فرمودند : ( طَفَّ الصّاعُ لَيسَ لِاَبني البَيضاءَ عَلَي ابنِ السَّوداءِ فَضلٌ الّا بِالتَّقوي اَو بِعَمَلٍ صالِحٍ > همانند هم هستيد و هيچ برتری بر يكديگر نداريد مگر به تقوی يا عمل صالح ) . ابوذر به كفاره اين سخنی كه گفت: چهره خود را به روی زمين گذارد و به آن سياهپوست گفت : بر من و چهره من به كفاره گناهم پای بمال ( و عفوم كن ) اين مكتب ، مكتبی مترقی و قابل رشد در جهان است اگر دشمن بگذارد . (روحالدين الاسلامی ص 289 ) اين است مفهوم مساوات و برابری و اين سخن رئيس مذهب تشيع حضرت صادق(ع) است كه فرمودند : چه كسی جز علی (ع) لياقت برادری پيامبر (ص) را داشت ؟ آری ، پيامبر (ص) بين افراد صحابه با قرين و هم رتبه خود ، برادری ايجاد كرد ، بر اين اساس هم بايد برای خويش برادری انتخاب كند لذا كسی را لايق در اين مقام جز علي (ع) نديد كه او را به برادري برگزند ، خداوند ضمن وحی كه به جبرئيل و ميكائيل كرد ، فرمود : ( اَفَلا كنتُما مِثلَ عَليبنّابيطالِبٍ (ع) اخَيتُ بَينَهُ وَ بَينَ مُحَمَّدٍ > آيا شما مانند علی بنابی طالب نيستند ؟ ( و از فداكاري او درس نميگيريد) ) (سفينه النجاه ج يك ص13) ؛ به اين دليل من بين او و محمد (ص) برادری برقرار كردم و اين سخن در شأن حضرت به مناسبت ليله المبيت « شبی كه علی (ع) در بستر پيامبر (ص) خوابيدند » آمده است . تعريف اخوت و برادری از پيامبر (ص) درباره اخوت و برادری مؤمنين با يكديگر ، رسول خدا (ص) فرمود : ( اِنَّما المُومِنُونَ في تَراحمهِم و تَعاطُفِهِم بمِنزِلَهِ الجَسَدِ الواحِدِ اِذا اشتِكي مِنهُ عُضوٌ واحِدُ تِداعي لَهُ سائِرُ الجَسَدِ بِالحُمي وَ السَّهَرِ > مؤمنين در ترحم و عواطف انسانی البته به منزله يك جسد هستند ، به هنگام احساس درد از يك عضو بدن ساير اعضا و جوارح بدن به سبب تب و بيداری تداعی نموده و به درد می آيد . ) (سفينه البحار ج يك ص 13) يعنی اگر يك انسان مسلمان و مؤمن در قارة آفريقا يا آسيا و ديگر نقاط جهان از گرسنگی و در فقر ، به جان آيد يا از بين برود ، ما مسلمانان بايد احساس مسئوليت نموده و آن درد را به جان احساس كنيم ، وای بر ما كه اگر در كشور خود افراد گرسنه و محروم داشته باشيم و خم به ابرو نياوريم ؛ زيرا كه اسلام مرز نمی شناسد ، تمامی مسلمين در جهان به منزله يك پيكر و يك جسد هستند كه بايد شريک دردهای همديگر بوده و غمخوار هم باشيم . گرچه گفته شده است كه پيامبر (ص) بزرگوار در چند نوبت در زمانهای مختلف بين اصحاب ، عقد برادری خواند اما آنچه مشهود است از جمله فضيلتهای روز عيد غدير انجام عقد اخوت با اخوان مؤمنين است كه مرحوم شيخ در مستدرک و سائل از كتاب زادالفردوس و مرحوم محدث فيض نيز در خلاصةالاذكار نقل فرمودند كه بگذار دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود و صيغه اخوت را چنين بخواند ( و اخَيتُك فِيالله، وَ صافَيتُك فِياللهِِ و صافَحتُك فِياللهِ، وَ عاهَدتُالله وَ مَلائِكتَهُ وَ كتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنبِياءَهُ، وَ الاَئِمَّهِ المَعصومينَ عليهمُ السَّلامُ، عَلي اَنّي اِن كنتُ مِن اَهلِ الجنَّه ِ وَ الشَّفاعَه ، وَ اُذِنَ لي بِاَن اَذخُلَ الجَنَّه َ لا اَذخُلُها اِلّا وَ اَنتَ مَعي ) آنگاه مؤمن بگويد :( قَبِلتُ ) پس بگويد ( اَسقَطتُ عَنك جَميعَ حُقوقِ الاُخوَّهِ ما خَلاَ الشَّفاعَهَ وَ الدُّعاءَ وَ الزِّيارَه ) > برادر دينی تو شدم و با تو صاف و خالص گرديدم و مصافحه می كنم و دست می دهم با تو در راه خدا ، و عهد بستم با خدا و فرشتگان و كتابها و پيامبرانش و امامان معصوم (عليهمالسلام) بر اينكه همانا اگر من از اهل بهشت و شفاعت می باشم و اجازه داده شد به من كه وارد بهشت شوم ، داخل بهشت نگردم مگر اينكه تو با من باشی سپس برادر مؤمن می گويد : > قبول كردم و پذيرفتم و ساقط كردم از تو همه حقوق برادری را جز شفاعت و دعا و زيارت را .
از امتیازات اسلام آن است که اصلاحات را از ریشه شروع می کند . مثلاً می فرماید : ( اِنَّ العِزة لله جَمیعاً > تمام عزت برای خداست ) ، چرا به خاطر کسب عزت به سراغ این و آن می روید !!؟؟ یا می فرماید : ( اِنَّ القُوَّة لله جَمیعاً > تمام قدرت برای خداست ) ، چرا هر ساعتی دور یک نفر می چرخید !!؟؟ و نیز می فرماید : همه مؤمنین با یکدیگر برادرند . بعد می فرماید : اکنون که همه برادر هستید ، قهر و جدال چرا !!؟ همه با هم دوست باشید . بنابراین برای اصلاح رفتار فرد و جامعه ، باید مبنای فکری و اعتقادی آنان را اصلاح کرد . طرح برادری و اخوت و بکارگیری این واژه ، از ابتکارات اسلام است . در صدر اسلام پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله و سلم به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقه " نخیله " حضور داشتند که جبرئیل نازل شد و فرمود : خداوند میان فرشتگان عقد برادری بسته است ، حضرت نیز میان اصحابش عقد اخوت بست و هر کس با کسی برادر شد . شخص محمد امین صلی الله علیه و آله و سلم نیز با امیرالمؤمنین علی علیه السلام عقد اخوت بستند . در جنگ احد پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد دو نفر از شهدا ( عبد الله بن عمر و عمر بن جموح ) را که میانشان برادری برقرار شده بود ، در یک قبر دفن کنند . برادری نسبی روزی گسسته خواهد شد ( فَلا اِنسابَ بَینَهُم ) ولی برادری دینی و ایمانی حتی در قیامت پایدار است ( اِخواناً علی سُرَرٍ مُتَقابِلین ) . رابطه اخوت ، اختصاص به مردان ندارد بلکه این تعبیر در مورد زنان نیز بکار رفته است ( وَ اِنَّ کانوا اِخوِةً رجالاًً و نساءً ) . دوستی و برادری باید تنها برای خدا باشد . اگر کسی با دیگری به خاطر دنیا دوست شود ، به آنچه انتظار دارد نمی رسد و در قیامت نیز دشمن یکیدیگر می شوند . قرآن می فرماید : ( اَلاَخلاءَ یَومَئِذِ بَعضُهُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ اِلّا المُتَّقین > دوستان با هم دشمن می گردند جز متقین ) . آنچه مهم تر از گرفتن برادر است ، حفظ برادری است . در روایات از کسانی که برادران دینی خود را رها می کنند به شدت انتقاد شده و سفارش شده است که اگر برادران از شما فاصله گرفتند ، شما با آنها رفت و آمد داشته باشید . امام صادق علیه السلام می فرمایند : مؤمن برادر مؤمن است ، مانند یک بدن که آگر بخشی از آن بیماز گردد ، همه بدن ناراحت است . پی نوشت ها : سوره یونس ، آیه 65 سوره بقره آیه 165 بحارالنوار ، ج38 ، ص 335 شرح ابن ابی الحدید ، ج 14 ، ص 214 سوره مؤمنون ، آیه 101 سور حجر ، آیه 47 سوره نساء ، آیه 176 بحارالانوار ، ج 74 ، ص 167 سوره زخرف ، آیه 67 بحارالانوار ، ج 78 ، ص 71 کافی ، ج 2 ، ص 133
در نقطه غدیر توقفی باید ، که با حقیقت انسان سر و کار دارد . هزار و چهارصد سال است که شیعه زلال پر برکت غدیر را به پای درختان ولایت می افشاند ، و از آن بیابان های خشک باغ های پر ثمر اعتقادی و گل های زیبای محبت را پرورش می دهد . آغاز پانزدهمین قرنی است که شیعه با حجتی قوی و برهانی قاطع ، که پیامبر صلی الله علیه و آله به دستش داده ، پرچم بلند ( اَشهَدُ اَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللهِ ) را برافراشته و از مرزهای اعتقادی خویش پاسداری می کند . عظمت غدیر خطابه غدیر به عنوان آینه تمام نمای ولایت امیر المؤمنین علیه السلام بین تمام خطابه های السلام ویژگی هایی دارد که آن را به صورت منحصر بفرد درآورده است . این اهمیت باز می گردد به متن خطبه و فضای خاصی که این سخنرانی انجام شده است . مهم ترین مقاصد حضرت در خطبه غدیر را می توان در موارد زیر خلاصه کرد : 1. نتیجه گیری از زحمات 23 ساله رسالت با تعیین ادامه دهندگان این راه . 2. حفظ دائمی اسلام با جانشینانی که از عهده این مهم برآیند . 3. اقدام رسمی برای تعیین خلیفه که از نظر قوانین ملل سندیت دارد . 4. ترسیم خط مشی آینده مسلمین تا آخر دنیا . 5. اتمام حجت با مخالفان اسلام اعم از مقصرین و معاندین . این اهداف بلند در سایه شرایطی انجام شد که شایسته ابدیت غذیر بود ، و آن را به عنوان یک واقعه استثنایی در آورد . امام باقر علیه السلام می فرماید : هیچ حکمی مثل ولایت در غدیر اعلام نشده است ! عظمت خاص غدیر را در جهات زیر می توان ترسیم کرد : 1. شرایطی که برای ابلاغ این اصل اعتقادی اسلام بر پا شد که آن اجتماع بزرگ و شیوه خاص بیان و منبر ، فقط در این ماجرا بوده است . به خصوص مسئله وداع پیامبر صلی الله علیه و آله با مردم حاکی از این بود که با اعلام ولایت اسلام از نظر دشمنان خارجی نفوذناپذیر شده است . 2. مسئله امامت فقط به صورت یک خبر و پیام و خطابه اجرا نشد ، بلکه به عنوان حکم و فرمان اجرا گردید ، و با گرفتن بیعت از عموم مسلمانان و تعد گرفتن از آنان اعلام شد . 3. شرایط جغرافیایی غدیر که قبل از تقاطع جاده ها در جحفه و پیش از تفرق قبایل بوده است . همچنین توقف سه روزه در بیابانی داغ و شرایط زمانی حجة الوداع پس از ایام حج که عظیم ترین اجتماع مسلمانان تا آن روز بود . 4. مقام مخاطِب خطبه ، و نیز حالت خاص مخاطَبین یعنی حاجیان ، آن هم پس از اتمام حج و هنگام بازگشت ، و نیز اعلام نزدیکی رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ، چه آنکه حضرت 70 روز پس از این سخنرانی از دنیا رحلت نمودند . 5. خطاب خداوند که : ( ای پیامبر ، ابلاغ کن آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده که اگر ابلاغ نکنی رسالت خود را نرسانده ای ) ، که در هیچ یک از فرامین الهی چنین مطلبی گفته نشد . 6. بیم پیامبر صلی الله علیه و آله از کار شکنی های منافقین ، و دستور قاطع الهی بر لزوم ابلاغ حکم ولایت و امامت برای آینده مسلمین ، از خصوصیات ابلاغ این حکم الهی بود . 7. ضمانت الهی بر حفظ پیامبر صلی الله علیه و آله از شرّ دشمنان در خصوص این ابلاغ و رسالت که در هیچ یک از احکام الهی چنین ترسی نبود و چنین ضمانتی انجام نشد . 8. مفاهیم بلند و حساسی که در نبیین مقام ولایت در متن خطبه فرمودند و معنای دقیق آن را به روشن ترین وجهی بیان نمودند . 9. مراسم خاصی که قبل و بعد از خطبه واقع شد که بیعت و عمامه "سحاب" و تهنین از نمونه های آن است و دلالت بر اهمیت ویژه این ماجرا می نماید . 10. خطاب خداوند که : ( امروز دین شما را کال کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ) ، که تا آن روز مشابه آن را هم نفرموده بود . 11. توجه خاص ائمه علیهم السلام به سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر ، و به خصوص کلام امیرالمؤمنین و حضرت زهرل علیهما السلام که فرمودند : ( روز غدیرخم برای کسی عذری باقی نگذاشت ) . همچنین اهتمام علما به تفصیل مباحث مربوط به غدیر به نبعیت از ائمه علیهم السلام به عنوان ریشه اصیل ولایت و امامت ، بیانگر ارزش اعتقادی آن در طول تاریخ است . 12. سند و شیوه نقل این حدیث از نظر حدیثی ، تاریخی ، کلامی و ادبی ، و همچنین فراگیری و راهیابی آن به قلوب مردم ، در میان روایات ولایت بی مانند است . محققان تواتر این حدیث را به اثبات رسانده ، و همه مسلمانان با هر فرقه و مسلکی که دارند به درستی این حدیث اعتراف کرده اند . همه اینها حاکی از اهمیت ویژه غدیر در فرهنگ اسلام است ، و به ما هشدار می دهد که این اصل اعتقادی شیعه را با تمام هستی خویش پاس بداریم . والسلام
سلام به همه شما برادران بزرگوار ضمن پوزش و طلب بخشش از شما باید عرض کنم که بنده قصد داشتم که در روز عید خجسته و مبارک غدیرخم مطالبی مرتبط با این روز را در وبلاگ درج کنم که به دلایل مختلف از جمله خرابی اینترنت و درگیری ها و مشکلات بسیار زیاد زندگی موفق به انجام آن نشدم . هم اکنون از شما دعوت می کنم که به این مطالب در پست های بعدی توجه کنید . با تشکر از شما
به نام آفریدگار عشق و دوستی سلام به همه شما برادران و دوستان عزیز همان طور که می دانید یک شنبه پانزدهم آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت هجری شمسی که برابر است با هجدهم ذی الحجه هزار چهارصد و سی قمری ، عید سعید و مبارک غدیر می باشد . در این روز بزرگ و خجسته اگر ظریف بنگریم رخدادهای بسیاری روی داد که از مهم ترین آن ابلاغ رسالت و ولایت توسط محمد امین صل الله علیه و آله و سلم و اکمال و اتمام دین و نعمت بود . من در پست های بعدی مطالبی پیرامون همین روز عزیز درج خواهم کرد . اما مطلبی که در سایه و حاشیه مطالب اصلی این روز است ، بحث پیوند برادری است که به نظر بنده اگر مسلمانان با این دید که همه آنها با هم برادر هستند بنگرند ، قطعاً بسیاری از مشکلاتی که در جامعه اسلامی وجود دارد کمرنگ و حتی بدون رنگ خواهد شد . چرا که بیش تر مسائل و مشکلات فعلی به خاطر همین اختلافات و همین منیت ها است . اساس کار این وبلاگ هم همین است یعنی ترویج دادن برادر دانستن همدیگر توسط مسلمانان و به خصوص جوانان ایران . شما تصور کنید : در میحطی مثل مدرسه و یا مثل محل کار اگر تمام افراد حاضر در آن محیط ها و همچنین مراجه کنندگان به چشم برادری به هم نگاه کنند ، چگونه با هم رفتار می کنند . بیایید در کنار شادی هایمان و در کنار جشن هایمان که در این روز برپا می کنیم قدری هم در اتفاقات بزرگی که در این روز گرامی رخ داد با فکر و تأمل بنگریم و به سادگی از کنار آن نگذریم . ( اهمیت این روز و اقدام پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم در این روز چنان بالاست که به انجام نرساندن آن برابر است با به انجام نرساندن کل رسالت توسط پیامبر رحمت صل الله علیه و آله و سلم . ) به امید روزی که همه مسلمان خود را برادران ایمانی هم بدانند و برای ظهور آن عدالت گستر عجل الله تعالی فرجه الشریف مهیا و آماده شوند . با تشکر
یا لطیف با سلام به همه شما برادران و مخاطبان عزیز و گرامی ضمن تبریک این اعیاد بزرگ از شما خواهش می کنم که به این پست اندکی توجه کنید . در ابتدا باید از همه شما دوستان بابت تأخیر در انجام وظیفه ام پیرامون کار این وبلاگ پوزش بخواهم . ( علت این تأخیرها مشغله زیاد زندگی بنده است ) . در ادامه باید چند مطلب را عرض کنم: اول اینکه بنده در گذشته اعلام کردم که قصد ایجاد تغییراتی را در این وبلاگ دارم این تغییرات بدین شکل است : الف ) از این به بعد بنده هیچ یک از راه های ارتباطی ( مانند شماره تلفن و ایمیل و ... ) را که خود شما اعلام می کنید را در جلوی دید عموم در این وبلاگ قرار نمی دهم و فقط پیغام شما را ثبت می کنم تا افرادی که به دنبال دوست هستند پیغام شما را ببینند . از طرفی آنهایی که دوست مورد نظر خود را در این وبلاگ پیدا کرده اند می توانند برای بنده در این وبلاگ پیام بگذارند ( یا به شماره وبلاگ پیامک بدهند ) و با ذکر توضیحاتی در مورد خود و اینکه دوست مورد نظرشان کیست از بنده بخواهند که به فرد مورد نظر اطلاع بدهم . البته عزیزانی که به دنبال دوست هستند می توانند ذکر کنند که این کار ( مطلع کردن دوست مورد نظر و آشنایی دو طرف با هم ) چه مدت طول بکشد . مثلاً اعلام شود که اگه امکان دارد این کار تا یک هفته دیگر انجام شود تا بنده در انجام این کار با سرعت بیش تری اقدام کنم . ب ) شماره این وبلاگ به دلایل کاملاً شخصی به شماره ۰۹۳۸۱۳۹۶۶۵۳ تغییر می کند . ( این شماره فقط به منظور ارتباطی آسان تر و سریع تر هست و از طریق پیامک نیز می باشد . ) پ ) از این پس افرادی که به دنبال دوست هستند باید در پیام های خود به این سؤالات پاسخ بدهند در غیره این صورت بنده پیام آنها را ثبت نمی کنم ( البته نباید به صحت این پاسخ ها اطمینان کامل پیدا کرد و فریب ظاهر این پاسخ ها را خورد چرا که این سؤالات فقط جنبه آشنایی بیش تر دارد ) .
به چه دلیل دنبال دوست هستید ؟ در این دوستی دنبال چه هستید ؟
خدا در دوستی شما چه جایگاهی دارد ؟ نظرتان درباره عشق در دوستی چیست ؟
چرا در اینترنت به دنبال دوست هستید ؟ می خواهید دوست شما در چه رده سنی باشد و چرا ؟
کدام یک از این معیارها برایتان مهم است؟ باخدا بودن ، خوش سیمایی ، معرفت ، صداقت ( به ترتیب اهمیت مرتب کنید ) . اگر فرد مورد نظر خوش سیما نبود حاضر به دوستی می شدید ؟ چرا ؟
قصد ازدواج دارید ؟ اگر خیر چرا ؟ می خواهید این دوستی تا کی ادامه داشته باشد ؟
دوست دارید دوستی همشهری داشه باشید ؟ چرا ؟ اگر همشهری نبود و خیلی کم موفق به دیدارش می شدید باز حاضر به دوستی بودید ؟ چرا ؟
جایگاه عقل و قلب در دوستی کجاست ؟ از دوست خود چه انتظاری دارید ؟ ت ) از این به بعد می خواهم به وبلاگ بخش های جدیدی را هم اضافه کنم . در گذشته وبلاگ شامل بخش هایی مثل کتاب و کتابخوانی ، دوست یابی ، برخی مطالب ارسالی توسط دوستان و مخاطبین و همچنین بخش متفرقه بود . تصمیم دارم بخش هایی از قبیل تریبون آزاد ، پسر و خانواده ، پسر و مدرسه و دانشگاه ، پسر و جامعه ، پسر و تنهایی ، پسر و انتخاب دوست ، پسر و مذهب ، پسر و دوران پیش از ازدواج ، چرا ازدواج ؟ ، چرا طلاق ؟ ، پسر و آینده و ... را هم به وبلاگ اضافه کنم . توضیحی پیرامون هر یک از عناوین بالا : تریبون آزاد : در این بخش تمام پیشنهادها ، انتقادها ، تعریف ها ، تشویق ها ، سرکوب ها و مواردی را که توسط شما و دیگر مخاطبین برای این وبلاگ و مطالب آن گفته شده را به شرط اینکه در آنها ادب و انسانیت رعایت شده باشد مطرح کرده و بررسی می کنیم که اگر حق با مخاطب و شما بود خود را اصلاح می کنیم و اگر نه مخاطب را قانع می کنیم . خلاصه اینکه در این بخش وبلاگ را به زیر ذره بین می بریم . پسر و خانواده - پسر و مدرسه و دانشگاه - پسر و جامعه : در این بخش این امکان به پسرها داده می شود که در مورد مشکلاتی که در خانواده ، مدوسه و دانشگاه ، و جامعه دارند صحبت کنند تا با مشورت و چاره جویی پی به دلیل ببرند و بهتر بتوانند زندگی خود را بگذرانند . همچنین از منظر دینی و مذهبی و روان شناختی این مورد را بررسی می کنیم . پسر و تنهایی : بیشتر پسرها در دوران زندگی خود کم و بیش تنهایی را تجربه کرده اند و یا هم اکنون در تنهایی خود بسر می برند . در این بخش قصد بر این است که این موضوع را به چالش بکشانیم و متوجه تعریف آن ، علت آن و عواقب خوب و گاه بد آن بشویم . پسر و انتخاب دوست : هر یک از ما طعم دوستی و یا دوست داشتن را چشیده ایم . این دوست می تواند در فامیل ، در محله ، در مدرسه ، در دانشکده ، در محل کار و یا هر جای دیگر باشد . در این بخش می خواهیم این نوع دوستی ها را بررسی کنیم و برای رفتن به سمت دوستی های خوب و فرار از دوستی های بد راهکار بدهیم . پسر و مذهب : نباید این موضوع را کتمان کرد که برخی از پسرهای امروزی از دید خود و به علت های گوناگون و با درجات مختلف مشکلاتی با مذهب دارند که این مخالفت می تواند به دلایل گوناگونی باشد . اما چیزی که مشخص است این است که مشکل نمی تواند از دین و مذهب باشد و از جای دگر است . در این بخش در ایم مورد به بحث می نشینیم . پسر و دوران پیش از ازدواج – چرا ازدواج ؟ - چرا طلاق ؟ : در این بخش این سه موضوع مرتبط به هم ، هم از طریق علمی و مذهبی و هم از طریق تجربی ( منظور استفاده از تجربیات دیگران و آنچه که در جامعه مشاهده می شود است ) بررسی می شوند . پسر و آینده : در این بخش به پسرها کمک می شود که به نحو مطلوب تری برای آینده ی خود که این آینده مربوط به جنبه های مختلفی از زندگی آنها می شود تصمیم بگیرند و برنامه ریزی کنند . نکته قابل ذکر این است که در تمامی عنواین و موضوع های ذکر شده به مساعدت و همیاری شما نیاز دارم . با تشکر از همه شما دوستان و برادران عزیز و گرامی
سلام به همه شما عزیزان امیدوارم حالتان خوب باشد و شاد باشید ضمن تشکر و قدردانی از گردانندگان سایت اندیشه قم و مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه باید عرض کنم که مطلب زیر یه اندازه کافی روشن و گویا است و با کمی درنگ می توان فهمید که واقعیت این موضوع همین است . موردی که من در اینجا قصد دارم برای چندمین مرتبه خاطر نشان کنم این است که بنده و این وبلاگ به هیچ عنوان قصد نداریم که با امر ازدواج مخالفت کنیم بلکه می خواهیم به آن دسته از جوانانی که یا به هیچ عنوان امکان ازدواج ندارند یا تا زمان ازدواج آنها مدت زمان زیادی باقی است کمک کنیم تا در این دوران با دوست دیگری که وصعیتی مشابه دارد همراه و رفیق شوند تا طی این مدت با تکیه بر خدا و اهل بیت علیهم اسلام از لغزش های احتمالی دور شوند و این وقتی امکان پذیر است که هدف فقط رضای خدا باشد نه نظرات و علاقه های شخصی و همچنین رفیق و دوست مورد نظر هم عقیده ای خدایی داشته باشد . این چنین رفاقتی در سایه خدا و اهل بیت علیهم السلام نه تنها از لغزیدن جلوگیری می کند بلکه کمالات انسانی را نیز به همراه دارد . پس مخاطبین این وبلاگ نباید کسانی باشند که به دلایل غیرمنطقی ازدواج نمی کنند و خواهان این دوستی ها هستند و همچنین نباید کسانی باشند که قصد ازدواج دارند ولی به خاطره این نوع دوستی ها از ازدواج کردن منصرف بشوند . چرا که در درجه اول هر پسر جوانی باید به فکر ازدواج باشد . در این راستا بنده سعی داردم تغییراتی را در این وبلاگ اعمال کنم که تا آینده متوجه این دگرگونی ها خواهید شد . با تشکر از همه شما
پاسخ : با سلام و احترام خدمت شما پرسشگر گرامی . از اينكه با مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علميه مكاتبه نموده ايد صميمانه تشكر می كنيم. کلمه فراترناليسم يعنی عشق پسر به پسر ، به عبارتی واضح تر يعنی همجنس بازی محدود پسرانه ، بدون عمل شنيع لواط . ابتداء در مورد سر منشأ اين گروه و طرح اين مطلب با توجه به تحقيقاتی که به عمل آمده اين گونه می گوئيم : نام اين گروه حزب برادری است که در ترکيه تشکيل و سازماندهی گرديده است ، افراد اين گروه ادعا می کنند دارای اعتقادات مذهبی و اخلاقی هستند ، منتهی به دليل عدم توانایی در امر ازدواج ، ميل به زندگي مشترک با پسر ديگر و معاشقه مشروع با او را دارند و برای توجيه اعمالی که انجام می دهند و هم چنين برای تشويق و به دام انداختن جوان ها چند نمونه سئوال و جواب را در مورد عشق پسر به پسر ، همخوابی و کنار هم خوابيدن بدون لباس ، بوسيدن يکديگر و ملاعبه با آلت مرادنگی شخص مقابل و ... مطرح کرده اند و به دروغ و برای توجيه اعمال زشت و هوس بازی های خود و تشويق جوانان ، اين عمل غير دينی ، اين سئوال و جواب ها را به آيت الله خوئی (ره) نسبت داده اند و برای توجيه کار خود می گويند ما می خواهيم از گناهان مخصوصا گناه استمناء جلوگيری کنيم و فرو نشاندن حرارت غريزی اصلی ترين هدف ما می باشد . خواننده عزيز با کمي دقت در سئوال و جواب هایی که در اين گونه سايت ها مطرح گرديده ، هر شخص عاقل و متدینی به دروغ بودن اين مطالب پی می برد و به خوبی عبارات ضد و نقيض را می توان در اين گونه سئوال و جواب ها مشاهده کرد ، بنده برای نمونه فقط به يک مورد اکتفاء می کنم : در سئوال 483 می گويند : آيا لخت خوابيدن دو پسر بر روی هم برای معاشقه غير شهوانی و فقط برای تخليه حرارت غريزی و فرو نشاندن شهوتشان و سائيدن عورت مردانه بدون پوشش به هم حرام است ؟ جواب : خير ، اگر از جلو روی هم قرار گيرند و رعايت موازين شرعی را بنمايند . مگر می شود حرارت غريزی و شهوت در انسان باشد و اين عمل را برای خاموش کردن آن غريزه به کار ببرد و با کسی معاشقه کند بلکه بالاتر لخت و عريان روی هم بخوابند و اين عمل بدون شهوت انجام گيرد ؟ خير ، بالوجدان هر شخصی اين عمل را عين شهوت و هوس بازی می داند . اما از لحاظ فقهی ابتداء می خواهم مسأله ای را از رساله آيت الله خوئی (ره) برايتان نقل کنم ، ايشان می فرمايند : به دست آوردن فتوا يعنی دستور مجتهد چهار راه دارد : 1. شنيدن از خود مجتهد ؛ 2. شنيدن از دو نفر عادل که فتوای مجتهد را نقل کنند ؛ 3. شنيدن از کسی که انسان به گفته او اطمينان دارد ؛ 4. ديدن در رساله مجتهد .[1] در مورد فتواهایی که از آيت الله خوئی (ره) نقل کرده اند بايد به رساله عمليه ايشان يا به دفاتر جواب گویی به مسائل شرعی رجوع کرد تا کذب حرف های اين گروه معلوم گردد ، با اين حال برای نمونه دو مسأله از مسائل رساله ايشان را برای شما نقل می کنم : 1. « مرد نبايد با قصد لذت به بدن مرد ديگر نگاه کند و نگاه کردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذت حرام است » . [2] حال آيا می شود نگاه کردن حرام باشد ولی لمس و لخت روی ديگری خوابيدن حرام نباشد . ۲. « هر گاه کسی پسری را از روی شهوت ببوسد ، حاکم شرع از سی تازيانه ، تا نود و نه تازيانه هر قدر صلاح می داند ، به او مي زند » . [3] برای رجوع بيشتر می توانيد به صراط النجاة ايشان مسأله 76 تا 80 مراجعه نمائيد . هم چنين به کتاب تحرير الوسيله ، امام خمينی(ره) باب حدود ، فصل دوم مسأله 7. و به کتاب عروة الوثقي باب نکاح مسأله 31 تا 35. و به کتاب لمعه شهيد اول (ره) جلد 3 باب حدود ، فصل دوم ، می توان رجوع کرد . در قانون مجازات اسلامی [4] اين گونه آمده است ، ماده 123 : هرگاه دو مرد که با هم خويشاوندی نسبي نداشته باشند بدون ضرورت در زير يک پوشش به طور برهنه قرار گيرند هر دو تا 99 ضربه شلاق تعزير می شوند . ماده 124 : هرگاه کسی ديگری را از روی شهوت ببوسد تا 60 ضربه شلاق تعزير می شود . با بيان اين احکام و حدود به روشنی معلوم شد که اين نوع عشق و برادری حرام است . و نکته قابل توجه اينکه قرآن ازدواج را مايه آرامش انسان دانسته است آن هم ازدواج با جنس مخالف يعنی همسر گزيدن ،[5] و در مورد اينکه اگر کسی ازدواج نکند و به حرام بيافتد همه مراجع عظام فرموده اند بر آن شخص ازدواج واجب است . حال ممکن است شما خواننده عزيز بگوئيد بنده به هيچ وجه نمی توانم ازدواج کنم چه کنم که بتوانم با غريزه شهوتم مقابله کنم ؟ جواب شما پرسشگر محترم اين است که در کتب اسلامی در اين مورد ، راه حل هایی را بيان کرده اند از جمله : روزه گرفتن ، ورزش ، کم کردن غذا و خواب ، دوری از مجالسی که انسان را تحريک می کند، دوری از گفتارهای نابجا و شنيدنی های نابجا ، انس با قرآن و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و استمداد از محضر آنها و ... . و در مورد اينکه آيا چنين عقيده ای در ايران وجود دارد جواب اين است که به طور علنی و رسمی کسی اين عقيده را بيان نمی کند هر چند ممکن است در عمل و رفتار طبق اين عقيده عمل کنند در پايان از خداوند متعال برای تمام جوان های جهان طلب سلامت جسمی و روانی مخصوصا سلامت دينی را مسئلت داريم . قرآن کريم می فرمايند : « و من يتق الله يخرج له مخرجا » . [6] [1]. مسأله 5، از رساله عمليه آيت الله خوئی (ره) . [2]. مسأله 2447، از رساله عمليه آيت الله خوئی (ره) . [3]. مسأله 2800، از رساله عمليه آيت الله خوئی (ره) . [4]. دکتر ايرج گلدوزيان ، محشای قانون مجازات اسلامی ، ص91 و 92. [5]. روم / 21. [6]. طلاق / 2.
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگری دارم ارسالی توسط : نیما وبلاگ : www.tanha22.blogfa.com با تشکر از ایشان
|
خانهدفتر تنهایی سایت آیت ا... مکارم شیرازی بچه های قلم تبیان سایت آبت ا... خوئی (ره) تنهایی اندیشه قم بهترین سایت ایرونی از نفس افتاده درد دل ... |